تبليغاتX
مقالات مصطفی جوکار - ( باز خوانی رفیق عابد توانچه) !!
 

( باز خوانی رفیق عابد توانچه) !!

 

ماده ، حیات ، شعور .... این ها مراحلی هستند که انسان تاریخی پشت سر می گذارد تا ضمن آگاهی بر جبر ها و قانونمندی ها به انسان انقلابی تبدیل شود .

هموست که همواره در خون زیسته است . هموست که همچنان در گیر است . او به دنبال یافتن و گشودن است . می خواهد تحول را تجربه کند . می خواهد تاریخ خود را به طبقه اش پیوند دهد تا زودتر به آرمانش برسد . و درست از همین مرحله است که احساس می کند به عنوان یک انسان انقلابی در برابرش جبهه ای باز شده تا بینهایت ..... حتی در کوچه و خیابان ، حتی در کلاس درس و کارگاه و همه جا .

جاسوس بازی ، حزب های کاذب ، مراکز تبلیغی و به ظاهر همسو  ، دست هایی که خنجر در آستین دارند از جملۀ این کمینگاه هاست . دشمن برای خنثی کردن روحیۀ انقلابی چنین انسانی است که ترفند می زند و برنامه می ریزد .... گاهی تخدیر می کند ( مثل رژیم حاضر ) ، گاهی تحریک می کند ( مثل آن محفل دود زده ) ، گاهی تبلیغ و آوازه گری می کند ( مثل رفقای خوش نشین و صلواتی ) و گاهی نیز سعی در نفوذ به کادرهای انقلابی می نماید ( مثل همین جماعت حکمتیست ) ..... می خواهد در وهلۀ اول ، از تولد نطفۀ انقلاب جلوگیری نماید و در مرحلۀ بعد از رشد سریع آن بکاهد . و در مرحلۀ دیگر بر حیات و مماتش خدعه بزند .

تنها خصلت آگاهی و شعور در یک انسان انقلابی است که می تواند این همه پلشتی را تشخیص دهد و برای برخورد با آن راهکار ارائه نماید .

 

رفیق عابد توانچه در گذار به چنین احوالی است .... او در رسیدن به این خصلت ( آگاهی ) هزینه های بسیاری داده و می دهد . و امروز گرچه قلم به نقد خویش دارد اما باز در پشت سنگری است روبروی همین کمینگاه ها . مثل هرانقلابی دیگر .... می خواهد آنچه یافته را باز گشاید اما .... چه کسانی در برابرش هستند ؟ چرا عربده می کشند ؟ چرا هوار براه می اندازند ؟ مگر رفیق عابد ، جز آوردن یک نشانی و گذاردن یک علامت بر زمین پر از ( مین ) چپ چه خلندی می زند ؟ چه کسانی از فرو افتادن طشت هایی که رفیق عابد بر پشت بام برده است می ترسند ؟ هراس از چیست ؟

 ..... بر همگی رواست که بی هیچ حب و بغضی داوری کنند . بس است این همه راه پیموده را چند باره پیمودن . هر برگ تاریخ خونبار چپ گواه همین دوباره کاری هاست .

پس اگر کسی طاقت عابد را نمی آورد خب نیاورد که این جور به ..... فقط لطفاً زمین را گاز نگیرد و بگذارد که او ، آن بسته وا کند .

باری ، داستان انسان انقلابی ، داستان تدریج ها و تکامل هاست .

 

+ نوشته شده توسط مصطفی جوکار در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:1 |


Powered By
BLOGFA.COM