(خاتمی یک محلل است )!!
در هفته گذشته آقای سید محمد خاتمی به تصریح از حضور خود در انتخابات آتی ریاست جمهوری خبر داد. او گفت ( حالا که آمده ایم باید محکم بایستیم و قصدمان تغییر وضع و پیروز شدن باشد ).
هر چند ورود آقای خاتمی که تا همین هفته قبل مدعی بود میدان عمل از سیاسیون با کفایت خالی و صدر امور اجرایی از عقلا عاطل مانده ، از همان ابتدای امر نیز قابل پیش بینی بود و تصور می شد که ایشان در مشابهت با نحوه ی ورودش در انتخابات گذشته ( 76 و 80) تا نزدیکی انتخابات تأمل خواهند نمود ، اما این رفتار خاتمی در عین حال موجد حرف و حدیث های دیگری هم شده است .
فال حافظ ، استخاره ، مذاکره با میر حسین ، بررسی شرایط ، مشورت با رهبر نظام ، از جمله قصه هایی بود که در ظاهر توسط عوامل نزدیک به خاتمی به ذهن جامعه انداخته شد تا اذهان جستجوگر و حساس را در مقدم ورودش به واکنش وا دارد .
به باور من اینکه بپذیریم نظام جمهوری اسلامی به نقطه ای رسیده که به قول عرفا مشمول ( آخر الدواءالکی ) گردیده و لذا حاضر شده با هیمه خاتمی به عنوان آخرین راه معالجه امراض داخلی و خارجی خود (!) بسوزد ، بسیار خوش باورانه و حتی ناباورانه است . چرا که رژیم خصوصاً پس از نمایش 22 بهمن که آن را دلیل مشروعیت خود خواند و پراندن ماهواره ( امید ) که آن را نشان اقتدار خود دانست ، در چنان عرش مکینی سیر می کند که دیگر نیازی به چهره آرایی آن هم توسط مشاطه گرانی از نوع خاتمی احساس نمی کند .
پس می پرسم کدام دلیل می تواند میل ورود خاتمی به انتخابات را باعث شده باشد ؟ آیا او نگران وزن اصلاح طلبان در ترازوی سیاسی کشور است ؟ آیا او طالب قدرتی است که همیشه و به ظاهر از دست یابی به آن گریزان بوده است ؟ ( خدا می داند که یک ذره انگیزه ی قدرت ، عنوان ، شهرت نداشته ام ) ... آیا او می آید تا ساختار قدرت را دستخوش تغییر نماید ؟ ( بارها گفته ام قانون اساسی و رهبری را قبول دارم و خیانت به انقلاب و خون شهیدان می دانم که تصور شود اپوزیسیون هستم ) ... آیا صرفاٌ برای این می آید که وجود خود را برای تدبیر در امور نظام لازم و ضروری می داند ؟ ( بنده در موقعیتی قرار گرفتم که علیرغم میل باطنی تسلیم جمع شدم و اعلام رسمی کاندیدا توری کردم ) .
به نظر من ، هیچ کدام از مسائل ذکر شده دلیل محکمی برای ورود خاتمی نیست و با توجه به روحیات و سکنات این رجل سیاسی نمی توان این دلایل را امر موجهی برای شرکت وی قلمداد نمود .
از طرفی عملکرد خاتمی ظرف سالیان حضورش در عرصه سیاسی کشور مؤید آن است که ایشان همواره بیش ازآنکه نگران تعهدات خود به عنوان رئیس جمهور در مقابل مردم باشد نگران حفظ موجودیت نظام حاضر است . جریان کوی دانشگاه ، قتل های زنجیره ای ، بسته شدن بیش از یکصد روزنامه تنها با یک فرمان ، ماجرای قتل زهرا کاظمی ... همه و همه نشانگر آن است که حضرت خاتمی نه می تواند و نه می خواهد که بر مدار مردم سالاری عهده دار مسئولیت گردد و در نهایت به همان نقطه ای خواهد رسید که بی پروا خود را تنها یک ( تدارکات چی ) خواهد دانست .
با این اوصاف ، پس بیراه نخواهد بود اگر پرسیده شود علت واقعی آمدن خاتمی در چیست ؟
به نظر من آمدن خاتمی به عرصه انتخابات را باید از منظر دیگری مورد بررسی قرار داد و تأثیر ورودش را در برآیند جناح های داخل حاکمیت به بحث گذاشت.
قدر مسلم این است که حلقه تصمیم سازانی که در بالای سه قوه تشکیل شده و بر کلیه امور کشور نظارت و دخالت دارد با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی اجتماعی سیاسی داخلی و توجه به شرایط پیش روی بین المللی ، انتخاب آقای احمدی نژاد رادر چهار سال آینده بر نمی تابد . آنها می دانند که تاریخ مصرف آقای احمدی نژاد به سر آمده است و ایشان مرد صحنه آتی کشور نمی تواند باشد . این حلقه ، در چند ماه گذشته سعی کرد همین پیام روشن را به الحان مختلف به آقای احمدی نژاد برساند و از وی بخواهد که به تدبیری خود خواسته ، از ورود به صحنه ی انتخابات آتی خودداری نماید . برخوردهای هاشمی رفسنجانی و وزیر سابق کشور و همچنین موضع گیری های اخیر رئیس مجلس در قبال عملکرد دولت که در تریبون های عمومی مطرح شد ، نشانگر سمی بودن پیامی بود که مرتب به خیابان پاستور فرستاده شد . اما آقای احمدی نژاد که خود را مستظهر به پشتیبانی حلقه دیگری از علما و تندرو ترین بخش جناح اصولگرا می داند تا کنون از پذیریش این جام زهر خودداری نموده است . از طرفی چون بر اثر روابط حاکم بر سیاست جهانی ، آبروی آقای احمدی نژاد به نوعی به آبروی نظام گره خورده است ، سعی بسیاری می شود که در ظاهر و تا آخرین روز ، از طرف مسئولان رده بالا ی نظام از وی پشتیبانی شود تا آن بخش از سیاست های نظام که در تقابل با امریکا و جهان غرب قرار گرفته آسیبی نبیند . این پارادوکس به همان معادله بغرنجی تبدیل شده که حتی شخص احمدی نژاد را هم دچار توهم و سرگردانی نموده است .
در جناح اصلاحات نیز وقایعی درگذشته است . کروبی درست در لحظه ای اعلام آمادگی برای شرکت در انتخابات کرد که جماعت اصلاح طلب در خلسه ( چکنم) گرفتار آمده بود ، او چنان آمد تا سنگ بزرگی را پیش پای کسانی که در آینده قصد ورود به صحنه را دارند انداخته باشد . جمع شدن تعداد کثیری از اصحاب اصلاح طلب حول محور کروبی ، از وی چهره ای آراست که در صورت نبود رقیبی دیگر در این جناح ، احتمال اجماع جمعی در خصوص ایشان قطعی به نظر می رسید .
اپوزیسیون خارج از نظام نیز علیرغم تلاشی که در اجماع داشت تا این لحظه به قطعیت نرسیده و بین دو نظریه گرفتار مانده است . عده ای از آنها معتقدند که باید با یک کاندیدای معارض با نظام ، بحث شرکت در انتخابات را پیش برد و هزینه ی چنین انتخاباتی را بر نظام گران نمود . اما کثرتی دیگر معتقد به تحریم مانده اند و می گویند هر نوع همسویی با این انتخابات موجب مشروعیت بخشیدن به نظام خواهد شد .
در چنین شرایطی بود که خاتمی مجوز ورود به صحنه انتخابات را گرفت . چرا که در چنین فرضی جناح اصولگرا به فکر اجرای پروژه ی عبور از احمدی نژاد خواهد افتاد و به دنبال کسی خواهد رفت که در ظاهر قدرت همطرازی با قد و قامت سیاسی خاتمی را داشته باشد. فعالیتی که اصولگرایان در این شرایط خواهند نمود موازی همان طرفندی است که از سوی حلقه ی تصمیم گیر مطرح شده است . آنها در نهایت فرد منصوب خود را با اتکال به این روش ساده در بغل اصولگرایان قرار خواهند داد تا به عنوان خواسته قطعی نظام ، اما از سوی اصولگرایان ، بر مدار انتخابات قرار گیرد . این اولین تأثیر حضور خاتمی بر جناح اصولگرا خواهد بود.
از طرفی حضور خاتمی باعث خواهد شد تا تمرکز نیروهای اصلاح طلب حول کروبی دچار تشتت گردد و افراد دیگری هم در این آشفته بازار ورود نمایند . پروژه پیش بینی شده کروبی در چنین حالتی آن خواهد بود که به برخی افراد دسته دوم جناح اصلاح طلب اجازه دهد تا به بازی انتخابات آمده و شرایط شلوغی را فراهم آورد . این شرایط به کروبی این امکان را می دهد که درپایان ماجرای عدم انتخاب ، تشتت آراء را به گردن خاتمی و به عنوان بر هم زننده ی اجماع اصلاح طلبان بیاندازد و برای عدم موفقیت خود بهانه ای فراهم آورد . به هر حال این تشتت همان شرایطی را برای حلقه ی تصمیم گیر ترتیب می دهد که از قبل انتظارش را می کشند . به عبارت دیگر چنین فضایی که در ماه های نزدیک به شروع انتخابات شاهد آن خواهیم بود شرایط ورود فرد مورد نظر نظام را برای جلوس بر کرسی ریاست جمهوری تسهیل خواهد نمود.
نهایت اینکه ورود خاتمی موجب خواهد شد تا در سوی دیگر ماجرا ، اپوزیسیون شایق به شرکت در انتخابات نیز با معمای بزرگتری رو به رو شود و در ابراز علل شرکت خود آن هم با حضور فرد ظاهر الصلاحی چون خاتمی که در خارج از کشور محبوبیتی دارد دچار لکنت گردد .
اجرای این پروژه وقتی به اوج خواهد رسید که بپذیریم خاتمی تا پایان کار در صحنه باقی نخواهد ماند !! زیرا نظام حضور وی را تنها به عنوان یک ( محلل ) و بر هم زنندۀ بازی پذیرفته است ... قراین چنین می گوید که سید محمد خاتمی درست در آستانه شروع رأی گیری با نوشتن دردنامه ای از صحنه کنار خواهد رفت و در نامه ی سر گشاده ای ضمن ابراز گله از کسانی که تنگ نظری و عدم تحمل مخالف را پیشه کرده اند از مردم عذر خواهی خواهد نمود و ... ( برای برادر ارجمندم جناب حجت الاسلام کروبی آرزوی توفیق در راه اصلاحات کشور را دارم ) ، تا به نوعی بدهکاری خود به اصلاح طلبان را نیز پرداخته باشد .کما اینکه از هم اکنون ابطحی ، نزدیکترین یار گرمابه و گلستان آقای خاتمی با طرح حمله چماقداران به خاتمی ، شرایط پایان بازی را برای او مهیا می نماید ...
با این ترتیب فرد مورد نظر نظام انتخاب ، پشم کروبی ریخته و بقیه هم ول معطل خواهند ماند .
باری ... خاتمی محلل خوبی است . باور کنید .
+ نوشته شده توسط مصطفی جوکار در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت
20:37 |