( چیستان فرهنگی – سیاسی – اجتماعی)و سرپاس مختاری
دبیر صفحات داخلی یک مجله آمریکائی ، صبح کله سحر به منزل ما تلفن کرد وبا لهجه پک وپهن آمریکائی سراغم را گرفت. گفتیم ای معاند وای آمریکائی مزدور ، چه میخواهی ، گفت ما برای طرح چیستان در مجله مان گیر کرده ایم واز شما کمک میخواهیم . گفتیم از چه بابت . گفت در وبلاگ پریوش ، یک شخصی به نام آریا اجرلو راجع به شما نوشته که گویا ( حضرتعالی بایک دختر 20 ساله در اتوبوس !!! روی هم ریخته ای و20 میلیون از او گرفته ای ، آن هم در حالی که دندانهایت مصنوعی بوده !!! وبعد از بیرون آمدن از زندان سیاسی ، خانواده ات تورا راه نداده اند . ) بنابراین میخواستیم اولا" مشخصات آن دختر وبعدا" به سایر مجهولات این داستان جواب بدهی تا به عنوان یک چیستان از آن در مجله استفاده نمائیم .
گفتیم : ای به چشم ..... وادامه دادیم1- ( البته اون دختری که آریا اجرلو مدعی است در اتوبوس روی او ریختیم !! ، اسمش را به ما نگفت ، فقط دست توی کیفش کرد وروبه من گفت : آهای آقای آلن دولن ، بیا این پولها راجان مادرت بگیر !! گفتیم اسم شما چیست . گفت کاری با اسم من نداشته باش ولی بدان که نام فامیل من آجرلو است واسم برادرم هم آریا ست . !!
2- در سال 1381 ودر دبیرستان ( صلاح الدین ) تهران ، اولیا ء مدرسه یک جوان را که به وسیله دو نفر از همشاگردیهایش مورد تجاوز قرارگرفته بود ، کشف وضبط !! وبه پزشکی قانونی میبرند ، در پزشکی قانونی وقتی از آن پسر می پرسند نام شما چیست ، می گوید : فامیل من آجرلو است ودو سال دیگر برایم یک پرونده منکراتی در اوین تشکیل خواهند داد !!
3- شبی در زندان اوین ودر حالی که همراه 80 نفر از زندانیان در خواب نوشین بودیم ، یکدفعه براثر داد وفریاد افسر نگهبان از خواب پریدیم . دیدیم جوانی حدودا" 20 ساله را لخت وعور دارند با خود می برند . گفتیم این جوان چه کار کرده ، گفتند یک استوار ارتشی داشته با او فعل حرام ( به قول برادرا ) انجام میداده است .... فردا صبح هم آن استوار را به عنوان تنبیه به زندان رجائی شهر تبعید وآن جوان را هم بعد از بردن به پزشکی قانونی وتشکیل پرونده منکراتی به بند باز گرداند ند . از آن پسرک پرسیدیم : بابام جان اسم شما چیست . گفت فامیل من آجرلو است ولی خواهر من همان دختری است که در جریان یک مسافرت ، 20 میلیون به پیرمردی که دندانهای مصنوعی داشت داد !!
4- در سال 1385 ، پلیس ترکیه یک جوان که با پوشش تحصیلی به آنجا رفته بود را دستگیر می کند .علت این دستگیری به طوری که در گزارش پلیسی ترکیه آمده ، این بود که این جوان را در چندین نوبت کرارا" وکرار" مورد تجاوز قرار داده بودند.... وقتی پلیس ترکیه مشخصات این جوان را جویا می شود. او در جواب می گوید : من خواهری دارم که نام فامیل او آجرلو است ودر یک اتوبوس به یک پیرمرد هاف هافوی بی دندان 20 میلیون تومان داد تا حالش را ببرد. خودم هم در زندان مورد تجاوز رژیم ایران قرارگرفته ام . ( پلیس ترکیه هنوز نمیداند که در ایران ، رژیم واستوار با هم فرق دارند) !!!
5- در زمان رضا شاه کبیر ، سرپاس مختاری رئیس شهربانی وقت ، در کوچه پس کوچه های نیاوران ونزدیک کاخ پدر تاج دارش ، به زنی برمیخورد که در حال فحش دادن به اسکندر مقدونی بود . به او می گوید : خودت که این کاره ای ، فحش هم که می دهی ، دیگر چرا این کودک بیچاره را به دنبال خودت می کشانی . زن جواب می دهد: میخواهم او از حالا بداند که در چه خانواده انقلابی ای به دنیا آمده است ..... نام آن کودک در مکتوبات متاخرین واقوال دوره پهلوی اول درج نشده ، ولی بعدا" معلوم شد آن دختری که در اتوبوس بود وآن پسری که در زندان وترکیه ومدرسه مورد تجاوز قرارگرفته بود از همان شجره طیبه و طاهره بوده اند .
چیستان : با استفاده از معلومات داده شده حالا شما باید روشن نمائید که اولا" رابطه ی آن دختری که در اتوبوس بود واین پسری که در ترکیه است چگونه رابطه ای است ؟ ثانیا" بفرمائید رهبر آینده این مملکت کیست وثالثا" بفرمائید اصلا" آن موبایل را چه کسی آنجا گذاشت ؟ !
کلیدهای کمکی : الف – از راه ادبیات فارسی
پیرمردی پسر به زندان داد
لوح سیمین اش در کنار نهاد
برسرلوح او نوشته بودبه زر
جور استوار به زمهرپدر
ب- از راه ادبیات عرب : این نوع چیستان از باب مفاعله وقیاس ( معبوص بعد از نیچه) است .
جایزه: هرکس بتواند این چیستان را حل نماید برنده یک گوشی موبایل نوکیا نفیس وتاشو!! خواهد شد وهرکس هم موفق نشود حواله اش با همان استوار
حل: در شماره های بعدی ودر همین صفحه!! .....
+ نوشته شده توسط مصطفی جوکار در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت
16:6 |