(ما مرد جنگيم)؟
آیا مانوری که آمریکائی هادر خليج فارس انجام ميدهند را بايد خطري جدي پنداشت. اجازه دهيد شرايط امروز ايران را بطور اجمال بررسي نمائيم...
نگاهي به كشورهاي پيراموني نشان از آن دارد كه ايران تقريباً در يك محاصره جغرافيايي ـ سياسي قرار گرفته است. وضع جنوب و شرق و غرب كه كاملاً معلوم است. در شمال نيز به الباقي كشورهاي شوروي سابق نمي توان اعتماد چنداني داشت. آنها تاجرند و معمولاً بي مسئوليت.
اوضاع داخلي هم افتضاح است، از بُعد سياسي، رئيس جمهور بدنبال طرح هاي ماليخوليائي و بي اصل و نسب است. در كابينه سنگ روي سنگ بند نيست و هر كس به يك طرف مي كشد. جنگ قدرت در سطوح بالا و مياني حكومت به اعلي درجه رسيده است و از درون چنين نزاعي، فساد و دزدي به بيرون درز پيدا كرده ..... از نظر اقتصادي، با دولتي صد در صد بدهكار و نرخ تورمي بالا و انواع فشارهاي مالي روبرو هستيم... از نظر اجتماعي، مردم با فقر و تنگدستي و نكبت دست به گريبانند و جانشان به لب رسيده است. پديده هاي مذموم اجتماعي مثل فحشاء،موادمخدر، سرقت، كلاهبرداري و ... به اعلاء درجه ممكن رسيده است. ارتباط مردم با حكومت به نازلترين سطح در طول بيست و هفت سال گذشته تنزل يافته ... ازنظر فرهنگي، قشر دانشجويان ما، تقريباً شمشير از رو بسته اند و از لاس زدن با حكومت خسته شده اند. روزنامه هاي طيف مخالف دولت هر روز به دلايلي واهي بسته مي شوند. اساتيد و صاحبان فكر و انديشه از دانشگاهها و مراكز علمي اخراج مي شوند. دانشگاهها بصورت پادگاني اداره مي شوند و نفس تحول و تحرك از آنان زدوده شده است. مراكز توليدي و بنگاههاي اقتصادي و كار، پي در پي تعيطيل شده و دائماً به قشر كارگران بيكار افزوده مي شود. تجمعات مسالمت آميز كارگران و صنوف اجتماعي به بند وزنجير كشيده مي شوند ولي عليرغم اين مطلب، باز شاهد هستيم كه هر روز اين نوع تجمعات وسيعتر و بيشتر مي شود و ...
در بعد جهاني، قطعنامه تحريم عليه ايران روي ميز شوراي امنيت دست به دست ميچرخد و هر روز تبصره محدود كننده تري به آن متن اضافه مي شود و نگاه عمومي مردم دنيا به ايران را سياه تر مي نمايد. برخي از كشورهاي جهان كه به علت مطامع اقتصادي، و عقد قراردادهاي نفتي ويا تكنولوژيك با ايران مماشاتي داشته اند، در پي اين تغييرات جهاني، كم كم به صف مخالفين مي پيوندند و از حلقه دوستان ايران خارج ميشوند. قطر، كشور خليجي و كوچك منطقه، براي دستيابي به آن سه جزيره، دندان تيز كرده و حمايت كشورهاي حوزه خليج فارس را در پشت سر دارد... ليبي خود را پنهان كرده، عربستان سعودي كه روزي در جهان عرب سكاندار بود، حالا و پس از فرو افتادن از غيرت عربي، سعي در بازي وارانه با ايران دارد. ژاپن شريك نفتي ايران، مستقيماً به دامن آمريكاييها خزيده و دل و دست از ايران شسته است. كشورهاي غربي و حتي فرانسهي دودوزه باز، به صف مقابل ايران پيوسته اند. چين عطاي ايران را به لقايش بخشيد و با تعهد جبران آمريكاييها، هم او و هم روسيه از نظرات قبلي خود نسبت به ايران پا پس كشيده و آرام آرام با آمريكاييها كنار آمده اند.
در سياست داخلي آمريكا، جورج بوش، براي جلوگيري از پيشرفت دموكراتها به دنبال جنجال و بهانه اي مي گردد تاتوجه مردم را به خود و حزب اش معطوف كند. آن هم در حالي كه قول او نسبت به ثابت نگهداشتن ماليات ها نتوانست برتري نسبي دموكراتها را در انتخابات پيش رو كاهش دهد، بوش با گرفتن مجوز جنگ از سناي آمريكا كه قبلاً تحت عنوان (جنگ با تروريسم) آن را اخذ نموده، تنها براي جنگ با ايران به يك سخنراني مهيج احتياج دارد كه گره خوردن ايران با منافع تروريسم را در آن تبليغ و كليد شروع جنگ را بچرخاند. بحث حمله تروريستي احتمالي به تاسيسات نفتي عربستان و كشتار رهبران لبنان شايد سويه هايي از يك سناريو براي تفهيم علت و ضرورت جنگ با ايران باشد و ...
در مقابل چنين شرايطي بايد ديد كه سياستها و امكانات ايران امروز چيست. اولاً اگر تصور ما بر آن است كه با آغاز چنين جنگي، ارتش و سپاه ما مي تواند در مقابل عمليات نظامي تاب آورده و مقاومت نمايد، بنا به واقعيتهاي موجود، اشتباهي فاحش است. جنگ با ايران، هرگز يك جنگ كلاسيك نخواهد بود. بلكه برعكس، ما به جنگي تكنولوژيك كشيده خواهيم شد. آمريكا، پس از عدم موفقيت كامل در عراق و افغانستان، ديگر آنقدر احمق نخواهد بود كه باز از همان منابع نظامي پرداختي صورت دهد. در چنين فضايي، ايران توان مقابله نخواهد داشت و مسلماً اوضاع نظامي در عرض چند ماه به هم خواهد ريخت. البته غيرت وشهامت سرباز ايراني، امري پذيرفته شده و واقعي است، ولي بحث بر سر قصه اي است كه محسن رضايي راجع به جمعي از با غيرت ترين عشاير اين مملكت در جنگ با صدام گفت ! !
شايد ايران بتواند با بستن چاههاي نفت خود بر روي جهان، تغييري كوچك در موازنه سياسي و نظامي به وجود آورد ولي فراموش نخواهد كرد كه خود، بيشتر از خريداران نفتش، به فروش آن نياز دارد و لذا اين بحث نمي تواند ساز و كار منطقي و دراز مدتي را براي ايران ايجاد نمايد.
تشكل بسيج و مردمي كردن جنگ، آن هم زير انگاره هاي مذهبي نيز به نظر نميرسد بعد از نتيجه جنگ هشت ساله با عراق در شرايط فعلي جواب بدهد... جنگ همراه با كدام مردم؟ آيا اين مردم همان شوريدگان بيست وهفت سال قبل هستند. و آيا رابط مردم و حكومت در اين شرايط، مثل آن سالهاست؟
از طرفي تكيه بر حزب الله به عنوان بازوي نظامي خارجي ايران هم با توجه به شرايط امروزي منطقه و جهان، عامل تعيين كننده اي نخواهد بود. نفوذ آمريكا در حكومتهاي منطقه و رو به راه كردن امور جهان در عرض فقط چند هفته، پايان جنگ لبنان و رو در رو قرار دادن فلسطينيان با هم، پروژه اي است كه فقط براي قفل كردن بازوي نظامي ـ سياسي ايران در منطقه به وسيله آمريكا رقم خورده است.
پس تنها فرايندي كه در مقابل جمهوري اسلامي قابل تصور است اين است كه دست از لجاجت هاي ساده انگارانه و تحريك دشمن بردارد و با خريدن فرصت، وقوع چنين جنگي را به آينده و بلكه محال تبديل كند. درصحنه بين المللي وارد گفتگو، آن هم گفتگوي واقعي شود و سود و زيان هر عملي را با تعقل و نه احساس، ورانداز و بررسي نمايد.
شعارهايي مانند (ما مرد جنگيم) ويا (حمله به ايران كشك است)تنها شعارهايي خود گول زن است و نمي تواند در مقطع كنوني در معادلات مردم و حكومت و از طرفي حكومت و جهان تاثير گذار باشد. مسئولين ايراني بايد در اين شرايط بپذيرند كه (تغيير) در مواضع و ديدگاهها، براي بقاي كشور امري ضروري است. آنها بايد و بايد از فشار بر مردم بكاهند تا بغضي كه در دل و روح آنها به وجود آمده را كاهش دهند. آنها بايد چشم بر واقعيت ها بگشايند و از توهم خارج شوند. آنها بايد خواسته هاي طبقات اجتماعي مخصوصاً دانشجويان و كارگران را دريابند و به تغييرات تن در دهند و از تاريخ درس بياموزند. كشوري كه قرار است به وسيله آمريكاييها برايمان ساخته شود چرا به دست خودمان ساخته نشود ؟
متاسفانه عيب بزرگي كه بر مسئولين كشور مستولي شده در نوع نگاهشان است. بعضاً معتقدند كه هر دانشجوي تحول خواه و هر كارگر معترض در اين مملكت يك سرباز آمريكايي است. آنها متاسفانه غالباً معتقدند كه بجاي تغيير خود، بايد مردم را تغيير داد. و به اصطلاح به راه آورد ! ! آنها معتقدند كه حكومت و رياست وديعه آسماني است كه فقط به ايشان تعلق دارد و كس ديگري را جايز نيست. اين نگاه براي مردم استبداد آورده است ... اين نگاه كه بگويد هيچكس به اندازه ي من نمي فهمد و يا دلش براي مملكت نمي سوزد، نگاه فرعوني است.
منظور بنده از باز كردن اين بحث اين است كه بگويم و به صراحت هم بگويم كه استفاده از مردم در جنگ احتمالي آتي، هرگز براي حكومت امري قطعي نيست ونبايد روي آن حسابي جدي باز كرد. آنها بايد شرايط واپسين روزهاي جنگ با عراق را هميشه بياد داشته باشند و بخاطر بياورند كه روي مردمي حساب باز مي كنند كه بيست و چند سال است از آنها دورند.
راستي در اين ربع قرن، كدام رفراندوم صورت گرفت تا نظرات بي واسطه مردم بروز كند؟ و شكاف بين مردم و مسئولين آشكار شود و لزوم تغيير رخ نمايد. آن همه جواني كه ظرف اين سالها اعدام شدند. آن همه دانشجو و كارگر و زن تحول خواهي كه به زندان برده شدند. آن همه خانواده هايي كه از هم پاشيدند، مگر پيامي به جز (تحول و تغيير) را با خود داشت. پيامي كه متاسفانه پاسخ آن زندانهايي بود كه ساخته شد. اسلحه و مهمات و تشكل گارد ها و لباس شخصي ها و نيروي امنيتايي بود كه براي (نشنيدن) آن پيام برپا شد تا سكوت جاي (پيام) را بگيرد... حالا آيا باز هم چنين مردمي را مي توان با يك كليد بهشت و يك مفاتيح جلوي تانك برد؟ ... نه، اين خواب، رؤيايي بيش نيست و سر به عقلانيت ندارد.
پس اگر قرار است به فكرمنافع كشور باشيم . لابد كه بايد خود را عوض كنيم. راه دموكراسي راه سختي نيست. لابد كه بايد در زندانها باز كنيم. جلوي فساد مسئولين را سد نمائيم. به جهان نشان دهيم كه اهل صلح و برادري هستيم. كاري كه انجام آن به وسيله مسئولين حكومت فعلي، لااقل براي بنده، بعيد به نظر مي رسد.
بهر حال، ناوهاي نظامي آمريكا در خليج فارس هنوز به دنبال راه ورود به كشور هستند. شايد يك حادثه كوچك، بهانه اي براي حمله قداره بندان آمريكايي باشد. پس فرصت را از دست ندهيم و به فكر صلاح ايران و ايراني باشيم... تاريخ، درسهايش را داده است و فقط كافي است كه ما حوصله مرور آن را داشته باشيم.
به آقاي رئيس جمهور هم پيامي عاميانه !! دارم كه ....... جنگ، دعواي دو محله در يك شهر نيست كه با چند (قُپي) و عربده بتوان از بروز آن جلوگيري كرد. جنگ، يعني كشته شدن و آواره گي ميليونها انساني كه شايد خود نيز ندانند كه به چه جرمي مجازات مي شوند. و آخر اينكه، جنگ كشك نيست !! آش كشكي است كه خاله برايمان پخته است. آشي كه اگر آنرا نخوريم هم به پايمان نوشته اند ....
آقای رئیس جمهور ، بپذیرید که لا اقل کاسه شما ترک دارد ... !!
+ نوشته شده توسط مصطفی جوکار در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 و ساعت
15:22 |