شرح مبسوطی خواندم از شخصی به نام آقای علی عالم زاده که خود
رافعال وزندانی سیاسی معرفی کرده بود وی دراین شرح وضمن دفاع ازآقای فخرآور (پریوش) نوشته ی آقای حجت بختیاری را که حدود دوماه پیش درمورد ماهیت وعملکرد پریوش مرقوم شده رانقد کرده است.
بنده ازعلت درگیری بین پریوش و آقای بختیاری اطلاع دقیقی ندارم .فقط یادم هست در تمام مدتی که پریوش در زندان بود این دو همیشه با هم (کل)می زدند.!!
ازیک طرف پریوش معتقد بود که حجت بختیاری به علت اینکه جوانی آذری است وفارسی رابه راحتی صحبت نمی کند ونیز چون سطح تحصیلی اش پائین است بنابراین نمی توان او را(سیاسی)خواند.واز طرف دیگر آقای بختیاری نیز معتقد بود که پریوش فردی بی حیا، دروغگو، وآدم فروش است که دلایلش رادر نامه ی خود آورده است.
البته با بیرون رفتن آقای فخرآور (پریوش) انتظار میرفت که این گپ وگفتارهای داخل زندان پایان یابد لیکن مثل اینکه پریوش در مصاحبه ی خود دریکی ازرسانه ها ودرحالیکه حریف درزندان اوین باقی مانده بود فضا رامناسب دید که باز هم ازفرصت استفاده نموده وتوهینی را نثارآقای بختیاری نماید،…وهمین مبناء واساس نامه معروف حجت بختیاری علیه ایشان شد و این قصه مجددا تازه شد.
جناب علی عالم زاده ، در این نقد یکطرفه خود به بازکاوی مطالبی دست زده که بنظر بنده ، نیاز به تامل وتعمق بیشتری دارد و سعی خواهم کرد با توجه به اینکه اساسا (ژنریک) این مطالب دخلی به بنده ندارد.صرفا از جهت روشنگری ایشان، توضیحات کوتاهی را عرض نمایم تا برای سایر خوانندگان امکان دریافت حقیقت فراهم گردد.
اولا بنده با آقای عالم زاده کاملا موافقم که متن و انشای نامه حجت بختیاری مربوط به ایشان نمی شود وحجت بختیاری قدرت(انشای)چنین نامه ای را ندارد.ولی از طرفی هم از یاد نبریم که بختیاری همیشه همین مطالب را در زندان و به لهجه ی شیرین آذری (می گفت). بنابراین نباید بعید باشد که در قبال توهینی که پریوش به ایشان کرده ، بختیاری از کسی در زندان خواسته باشد که حرفهایش را قلمی نماید و در واقع(محرر)این گفتار شود.
و اینگونه مسایل همانطوریکه خودتان هم می دانید در زندان طبیعی است و زندانیانی که از نظر نگارش مشکل دارند، معمولا نامه های خود را می دهند به کسی که بتواند حرف ها وسخنان آنان را قلمی نماید ویا نامه هایی که برایشان می رسد را بخواند.
اما از طرفی معتقدم که آن متن هرگز انشای استاد دکتر زر افشان هم نبوده و نیست . چرا که دکتر زرافشان بحق آیتی است در عرصات قلم واگر قرار باشد چیزی بنویسد اولا مثل آن نامه معروفش به آن جوانک (پریوش)، مختصر و واضح وسلیس می نویسد و دوم اینکه آن (شازده) را در اندازه ای نمی بیند که بخواهد با او به اصطلاح از (درپشتی) دخول نماید وحرفهایش را از زبان کس دیگری بیان نماید... حالا شما باور بکنید ویا نکنید عرض می کنم که بارها وبارها به کسانی که قصد برخورد قلمی راجع به پریوش را داشته اند ، همین جناب دکتر ویا انسانهای شریف دیگری توصیه کرده اند که حیف شما نیست که ذهن وقلم را به این (جوانک) آلوده کنید... بنابراین از آقای عالم زاده می خواهم که برای بزرگ کردن آن عروسک، شخصیتی مثل دکتر زرافشان را وارد ماجرا نکنند که این به صواب نزدیکتر است.
با این مقدمه کوتاه اجازه دهید وارد اظهار نظر ایشان شوم.
1- آقای عالم زاده مدعی شدند که در مدت حضورشان در زندان ،(مدرس) و معلم زبان فارسی حجت بختیاری بوده و به وی آموزش درس زبان فارسی می دادند....بنابراین از این (مدرس و معلم) زبان فارسی که به شاگرد سابق خود لقب (بی سواد) هم داده اند ، بعید بود که هنوز املای کلمات ساده ای مثل (توطئه و اسرار) را نداند وآن را (طوطئه)!!! و(اصرار)!!!بنویسد.
البته بنده می دانم که این اشتباهات مربوط به (سهو) قلم است وارتباطی با سواد ایشان ندارد و الا می شد فتوکپی نامه پر از غلط او را (مثل نامه حجت بختیاری) اسکن کرد و همین پایین مطلب آورد و نتیجه گرفت که.......... بگذریم.
2- در مطلب خود نوشته اند (فخرآور دانشجوی اخراجی رشته پزشکی است).
....د ، غلط است ... شما چه سندی برای این حرف خود دارید. کدام پزشکی. کدام دانشکده. چه شهری. چه سالی.... لطفا شما به این سوالات جواب بدهید تا بعدا بنده مدرک کذب بودن آن را پیش چشمانتان بگیرم و بدانید که دارید زقوم را به جای حلوا به خورد خلق الله می دهید. آیا فکر نمی کنید این ادعا هم مثل ادعای صدور حکم تیرشان باشد که در قسمت دوم (پریوش و دبیر کلی....)تمام موارد آنرا مشخصا آورده ام؟
3 – دربخش دیگری باتوجه به ماجرای (م.و)و(ع.ف)،از موقعیت پریوش به عنوان (قرار گرفتن درمعرض خطر)!! یاد فرموده اید...خیر قربان ،البته برای پریوش خطری درکار نبوده بلکه آن دو نفر فقط پریوش رالخت کرده وقصد (تجدید اعمال) داشتندکه آن هم برای قهرمان ملی شما برحسب عادت ،نباید خطری به حساب آید.ازطرفی وقتی یک نفر رادربند لخت می کنند ، دلیلی نمی شود که فکر کنیم تمام افراد آن بند آنکاره هستند ...در هرزندانی حداکثر یک نفر پریوش پیدا می شود ومثلا یک(علی تیلیت خور ).به دیگران چه ربطی دارد.؟
بنابراین اگر حجت بختیاری می گوید در(شأن ما نبود )خب، حتما درشأن ایشان وبقیه ی زندانیان نبوده است.
4-بنده جناب آقای کورش صحتی را ازنزدیک ندیده ام وهیچ بحثی هم راجع به ایشان ندارم و امیدوارم که درکارش موفق باشد ....ولی اینکه آقای عالم زاده به حجت بختیاری پیام داده اند که باید نگران نامه هایش باشد مفهوم نشد.
5-در قسمت دیگری اشاره کرده وپرسیده اند که بالاخره جرم فخرآور (پریوش)چه بوده ،اعمال منافی عفت ویا شرارت ..... وخواسته اند که ایشان را روشن نمایند . چشم....اساعه ،عرض شود که به نظر بنده ی حقیر چندان فرقی بین این دو تیتر خلاف وجود ندارد ،آدم تا شرور نباشد مورد اعمال مناقی عفت قرار نمی گیرد!!.... اگر ایشان جریان شرارت وپوشیدن لباس نظامی ورفتن به خانه .....(این مطلب را در قسمت دوم پریوش و دبیر کلی جنبش ...واز زبان خودش حتما بخوانید)، را برایتان تعریف کند بعداً متوجه می شوید که معنای شرارت چیست وبا اعمال مناقی عفت در چه مرزبندی قرار دارد .
6-در مورد دکتر سعید ماسوری نیز بنده موافق نظر آقای عالم زاده هستم ،ایشان دکتر ماسوری هستند ونه مهندس ماسوری، ولی باز هم معتقدم که دکتر یا مهندس بودن آقای سعید ماسوری هیچ دخلی به (متن) و(محتوای) موضوع ندارد .بالاخره این دکتر یا مهندس مثل کریستف کلمب یک چیزی راکشف کرده است .حالا آقای عالم زاده به جای اینکه به چگونگی
(آن چیز)بپردازند ، بحث تیتر و عنوان آقای ماسوری را مطرح می نماید و می خواهند چنین نتیجه بگیرند که چون آقای ماسوری مثلا دکتر است و نه مهندس ، پس اصل موضوع هم صحت ندارد!!! آیا این عجیب نیست؟
ببینید آقای محترم ، آن جریان (کدام جریان را می گویم، هان ؟ همان جریان موبایل و شورت والا آخر...) مثل یک واقعیت تاریخی!!!و یک واقعیت جغرافیایی!!! است که با غلط نوشتن تیتروعنوان آقای دکتر ماسوری قابل حاشا کردن نیست و نمی توان آن را مغلطه نمود.
7- در مورد مرخصی و همکاری فخر آور(پریوش) با دستگاه پلیس هم این جمله را اضافه کنم تا بدانید که زندان یک دستگاه حفاظت دارد که زیر نظر رئیس زندان اداره می شود و هردوی این مقامات نیز از طرفی به وزارت اطلاعات و از طرفی هم به سازمان زندانها و از طرفی دیگر به دادستانی ربط پیدا می کنند. بنظر بنده آنچه آقای بختیاری می گوید این است که مسئول حفاظت زندان در خصوص اعتراض زندانیان سیاسی در ماجرای بیرون کردن پریوش از بند سیاسی ، گفته بود این شخص زیر نظر واحد ما کار زیادی جزدادن گزارش زندانیان نمی کند، بلکه وابسته به دستگاه دیگری است(شاید اطلاعات ،شاید دادستانی انقلاب....) بنا براین اینجا هیچ گزافه ای ابراز نشده و بحث غیر صداقتی هم در کار نبوده، بلکه این آقای مسئول حفاظت فقط خواسته نزد زندانیان سیاسی ، از ارتباط خود با آن جوانک تبری نماید و توپ را به خانه وزارت اطلاعات بیندازد. هرچند که در نهایت سگ زرد برادر شغال است و این در کیفیت وجودی پریوش هیچ فرقی را روا نمی دارد.
8- در پاسخ به یازدهمین اظهار نظرشما هم باید گفت : مگر از نظر شما یک آدم هرزه نمی تواند در پوستین یک پلیس برود؟ و یا یک پلیس نمی تواند دبیرکل یک جنبش و قهرمان ملی!! شود و یا پریوش نمی تواند هردوی اینها باشد؟!. این که چیز غریبی نیست که شما را به تعجب وا داشته است!!
9-در پاسخ به دوازدهمین اظهار نظر شما هم لطفا به جواب قبل مراجعه فرمائید.
10- در مورد چگونگی امکان ارتباط فخرآور با تلویزیون های خارج از کشور، آنهم از درون زندان ، توجه شما را به صحبت های پریوش با برنامه نسل ما (کانال یک) جلب نمایم که وی صریحا همین اعتراف را کرد و در واقع طریقه ارتباط از زندان به خارج از کشور را (لو) داد. بنابراین چرا دیگردر جلوی آفتابی به این روشنی عینک دودی به چشم می زنید و منکر روشنای آفتاب حقیقت می شوید.
11- در مورد اظهار نظر چهاردهم جنابعالی... بله، اتفاقا اطلاعاتی ها آدم های هوشمندی هستند. فقط یکی از آنها که در یک جمع 30 نفره و با صدای بلند و در راهروی سالن 1 بند7 اوین ، آن حرفها را زد، احمق بود!!!افهم.
12- در مورد اظهار نظر پانزدهم شما... البته حرف ، حرف می آورد. پریوش اراجیف دیگری هم گفته اند که در آن، مسئله اعطای مدرک دکترا به وی حرف کوچکی است. پریوش از ارتباط اش با شاهزاده رضا پهلوی حرفهای زیادی زده که بنده امیدوارم در قسمت دوم (پریوش ودبیرکلی...) آنرا بخوانید و به اسنادی که ارائه می شود هم توجه کنید تا موضوع دستتان بیاید.
13- در مورد اظهار نظر شانزدهم آقای عالم زاده... بله درست می فرمایند. پریوش اینجا. پریوش آنجا ،پریوش همه جا.... اتفاقا بنده هم همین را
می گویم ولی به زبان دیگری، گوش کنید.
چنان ریده است این مرد سیاست!!
به طول و عرض میدان سیاست
که آن ریده را نتوان لیسید
ولوباصدزبان دیپلماسی
توضیح اینکه بالاخره حرف بنده و آقای عالم زاده و آقای بختیاری گویا در این قسمت به یک نقطه مشترک رسید!!
14- در مورد اظهار نظر هفدهم شما.... هم مجددا متذکر می شوم که (اسرار) را با (س) می نویسند نه با (ص).
15- در مورد اظهار نظر هجدهم آقای عالم زاده باید عرض کنم ، چرا شما هرچه حقیقت راجع به پریوش نوشته می شود را (شایعه) می نامید. وهرکس مطلبی می نویسد از نظر شما مزدور قلمداد می شود... آقا باور بفرمائید مردم اینقدر بیکار نیستند که بنشینند و برای پریوش شایعه درست کنند. دراین مملکت اگر کسی هم بیکار باشد و قصد شایعه سازی داشته باشد می رود ومثلا راجع به احمدی نژاد می نویسد نه پریوش!!!. بنابراین بازهم باور کنید که این قهرمان ملی شما، خیک اش پاره شده و این زورهایی که
می زند ، زور بیخودی است... این ملت دیگر گول این بچه های بازیگوش را نمی خورد و با این (من نبودم.من نبودم ها) فرصت جدیدی برایشان ایجاد نمی شود.... بنده هم اگر جای شما بودم ، بجای اینکه چشمان خود را ببندم ، این جوجه را چنان راهنمایی می کردم که دست از دغل کاری و دروغ سازی بردارد و خود را بجای کسی که نیست قرار ندهد. کسی که مدعی است در هشت سالگی و در حالیکه (مامانش اینای) او هنوز مشقهایش را می نوشتند توانسته است پایه های حکومت اسلامی را با رهبری قیام دانش آموزان شیراز بلرزاند!! کسی که مدعی است در حالیکه عامل رکن دوم بوده و دوره سربازی خود را طی می کرده ، آمده و طومار رژیم را در 18 تیر بهم ریخته است، کسی که برای کورکردن روزنه ها، شهود خود را از موجهین قیام 18 تیر قرار می دهد و می داند که این آدمهای موجه ، هرگز در پی کوچک و حقیر کردن کسی نیستند و هرکس هم خود را به آنها نزدیک بداند ، وقعی نمی گذارند و صدای نازک شان در نمی آید ، کسی که در همین حال، کار دروغگوئی و دروغ پردازی را به جایی می رساند که گفته هایش بوسیله جناب احمد باطبی ،منوچهر محمدی ،اکبر محمدی، عمادالدین باقی و خیلی های دیگر تکذیب می شود ولی هنوز از رو نمی رود و بازهم خود را بهر مناسبتی به ایشان سنجاق می کند تا آن روی سکه اش برملا نشود. کسی که توانست ظرف این سالها ، خود را یک فعال سیاسی جا بزند وسر صاحبان رسانه خارج از کشوررا کلاه بگذارد.(که الحمدالله کم کم آن عزیزان هم حالا متوجه اصل موضوع شده اند).کسی که در آتیه نزدیک ودر (مناسبتی خاص)اسنادو مدارک همکاری سیاهکارانه اش را با پلیس ایران مثل آفتاب برملا خواهم کرد .کسی که اخیرا احمد باطبی را دوباره به زندان فرستاد تا نکند آن جوان آزاده از(اسرارمگو)ی او چیزی بیرون بدهد .کسی که درمقابل نقد، چنان شکننده است که به جای پاسخگویی واصلاح آنچه پیرامون وی گفته وشنیده می شود .خود وکسانش را وا می دارد که با تلفن ویا ایمیل به هر کسی که نسبت به وی اعتراض دارد بنای فحاشی های لایق خودش را مقرر دارد (نوار صداو نیز ایمیل ها موجود است که بنده به بازشکافی آنها در قسمت دوم پریوش ودبیر کلی پرداخته ام ). کسی که سواد سیاسی اش در شلوغ کاری وگنده گوئی وشعارهای بچه گانه خلاصه شده و کسی هم نمی داند او چه می گوید....
آری ،در چنین عرصاتی ،دیگر کسی به فکر شایعه سازی برای قهرمان ملی !! شما نیست .بلکه یک سری حقایق است که آن هم براثر اصرار خود ایشان به قلم می رود.... و عنقریب ودر آن (مناسبت خاص )اصل اصیل این مطالب مستند ومطول به نظر جنابعالی وسایر عزیزان خواهد رسید .
16-در مورد اظهار نظر نوزدهم آقای عالم زاده -.... دکتر زرافشان درزندان کلاسهای تئوریک داشته ودارد و حتی بارها ازطرف دستگاه به همین مناسبت محدودیت هایی برایش فراهم شده است ...دراین باره کمی بیشتر تحقیق فرمائید تا موضوع برشما روشن شود.این که دیگر قابل کتمان نیست ومی شود با پرسش اززندانیان از کیفیت آن با خبر شد.
17-درمورد اظهارنظربیستم شما-..... خیر قربان تا بوده ،تعیین محل زندانی به عهده زندانبان است وزندانی هیچ دخلی به آن ندارد .مگر اینکه فرد خاصی وبه علت خاصی مشمول این (جایگزینی خودخواسته)شود که چرائیش را در قسمت دوم (پریوش ودبیر کلی ....)توضیح مفصل خواهم داد.
18-در مورد اظهارنظر بیست ویکم .... اتفاقا چون پریوش وجاهتی ندارد همیشه به دنبال (بزرگتر) می گردد.در تمام مصاحبه های ایشان اگر دقت کنید ،
می بینید که ایشان هیچگاه بجز شعار، حرف مستندی برای گفتن ندارد و برای همین هم برای گریز از سئوالی که از وی می شود ، پای شخص موجه دیگری را به مطلب می کشد تا بدینوسیله بطور عوامفریبانه ، تاییدیه ای بر شخصیت خود بگیرد. گفتم تکذیبیه های آقای محمدی ، باطبی و....را یکبار دیگر بخوانید تا متوجه شوید.
19-در مورد اظهار نظر بیست و دوم.... اینکه علی افشاری آش دهن سوزی هست یا خیر، بنده با شما مجادله ای ندارم. زیرا بنظرم اصل بحث ، طرح شخصیت دیگران نیست. ولی بفرض صحت فرمایش جنابعالی ،پس لااقل به آن جوانک (پریوش) بگوئید که درمصاحبه خود ،دیگران که (آش دهن سوزی) نیستند را به خود وصل نکند.
20-در مورد اظهار نظر بیست وسوم شما....کاملا موافقم. دکتر زرافشان همان است که شما می فرمائید....
21-و در مورد اظهار نظر بیست وچهارم :... البته اگر(تیمی) در کار باشد و درون زندان بر علیه پریوش بقول ما (توطئه) و به قول جنابعالی (طوطئه) می نمایند. انشاءالله خداوند مرگشان بدهد تا بقول ما (اسرار) و به قول شما (اصرار) این نویسنده!! و آن قهرمان ملی!! بر ملا نشود.
۲۲-در مورد اظهار نظر بیست و پنجم..... آیا بازهم می خواهید از .....
در آخر نامه شریفتان هم پرسیده اید (چرا هرگاه امیرعباس فخر آور- یا به قول ما پریوش- در عرصه مبارزه کار مثبت و بزرگی انجام می دهد، شما به یاد افشای او می افتید)...
اصل موضوع همین جاست .... چون بنده معتقدم که بزرگترین کار این قهرمان ملی همان بود که با علی تیلیت خور انجام داد ومثبت ترین کار او نیز این بوده که (رزا )خانم می گوید!!!...
بنابراین حق بدهید که هروقت بحث به قول شما (آن عنصر پلید)مطرح می شود ،آدم بیخودی بیاد قهرمان ملی اش !! می افتد ومطالبش سرریز
می کند....
به هرحال ،ازاینکه این امکان را فراهم فرمودید که به عنوان یک خواننده ی نقد جنابعالی مطالبی را به عرض برسانم از شما متشکرم وامیدوارم به مطالبی که دردنباله خواهدآمد توجه لازم معطوف فرمائید ....
باقی بقای شما.
*توضیح :لطفا برای مطالعه نقد آقای عالم زاده و نامه آقای حجت بختیاری به
www.fkhravar.com/docs/nameh-ye-hojjat-e-bakhtiari.pdf
مراجعه فرمایید.
